غسل و کفن
روایتی از زبـان مـردی که «شهید قاسم سلیمانی» را غسل و کفن کرد
آنقدر خسته بودم که تا سَرَم مُماس بالش شد، چشمهایم رفت. ساعت چهار و سی دقیقه صبح نَفَس زنان از خواب پریدم...
آنقدر خسته بودم که تا سَرَم مُماس بالش شد، چشمهایم رفت. ساعت چهار و سی دقیقه صبح نَفَس زنان از خواب پریدم...
آنقدر خسته بودم که تا سَرَم مُماس بالش شد، چشمهایم رفت. ساعت چهار و سی دقیقه صبح نَفَس زنان از خواب پریدم...
Tuesday, 1 September , 2026