وبگاه شبکه «المیادین» با انتشار تحلیلی پیرامون سخنان مقام معظم رهبری، ضمن اشاره به روند تحولاتی که آمریکا و غرب را در جهان تضعیف کرده، تاکید کرد که نظم نوین جهانی براساس قدرت ایران و متحدانش پی‌ریزی خواهد شد. به گزارش فارس، در این مطلب آمده است: مقام معظم رهبری آیت‌الله «سید علی خامنه‌ای» طی […]

وبگاه شبکه «المیادین» با انتشار تحلیلی پیرامون سخنان مقام معظم رهبری، ضمن اشاره به روند تحولاتی که آمریکا و غرب را در جهان تضعیف کرده، تاکید کرد که نظم نوین جهانی براساس قدرت ایران و متحدانش پی‌ریزی خواهد شد.
به گزارش فارس، در این مطلب آمده است: مقام معظم رهبری آیت‌الله «سید علی خامنه‌ای» طی سخنرانی اخیر خود، داده‌ها و واقعیت‌هایی را مطرح کردند که سه ویژگی تغییر نظم نوین جهانی را نشان می‌دهند؛ این سه ویژگی عبارتند از: انزوای ایالات متحده آمریکا، انتقال قدرت به آسیا، گسترش ایدئولوژی مقاومت و توسعه میدان‌های آن. نظریه کلاسیک در روابط بین‌الملل اشاره می‌کند که در دوره‌های «انتقال قدرت» بین ملت‌ها، خطرات زیادی وجود دارد که منجر به بحران‌ها و درگیری‌های جدی در نظام بین‌الملل می‌شود. المیادین نوشت: آیت‌الله خامنه‌ای معیارهایی را تعریف کردند که می‌توان براساس آنها درباره شکل‌گیری نظم نوین جهانی صحبت کرد. در این راستا می‌توان با بررسی چند شاخص تجربه شده در عرصه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای، پیشینه خطوط گسترده‌ای را که رهبر ایران درباره آن صحبت کرد، تحلیل کرد.
اول؛
انزوای ایالات متحده آمریکا
کاهش نقش ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگر اصلی در عرصه بین‌المللی و خروج آن از مهم‌ترین روندهای کلی نظم نوین بین‌المللی اولین نشانه تغییر است. آیت‌الله خامنه‌ای نشانه‌های متعددی از انزوای آمریکا را مشخص می‌کند، از جمله: مشکلات اقتصادی آمریکا، اشتباه محاسباتی آمریکا در مسائل جهانی مانند افغانستان و عراق و شکست‌های مکرر آن در شرق آسیا. با توجه به مشکلات اقتصادی در ایالات متحده و در مورد حجم بالای بدهی‌های ملی این کشور می‌توان گفت که در چند سال گذشته افزایش قابل توجهی در حجم بدهی‌ها مشاهده شده است.
دوم؛ انتقال قدرت به آسیا
دومین روند و نشانه در تغییر نظم نوین جهانی بر اساس دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، انتقال قدرت به آسیاست؛ با توجه به مهم‌ترین عوامل در بررسی اقتصاد سیاسی کشورها که علاوه‌بر توانمندی‌های انسانی شاغل و‌اندازه آن‌ها، رشد اقتصادی را نشان می‌دهد، جهان شاهد تغییر قدرت اقتصادی از غرب سرمایه‌داری مبتنی بر هژمونی به سوی شرق است. شرقی که اکنون به رهبری چین، روسیه و ایران به مدل‌های اقتصادی جدیدی وابسته شده است؛ اساساً این مدل‌های جدید موقعیت این کشورها در عرصه بین‌الملل، الزامات مردم و منافع حیاتی آنها را در نظر می‌گیرد. آن هم بدون اینکه سیاست استعماری توسعه‌طلبانه‌ای مانند غرب داشته باشند؛ امری که در دو قرن گذشته از سوی غرب افزایش یافته بود.
بر اساس گزارش مرکز تحقیقاتی «Rising Powers in Global Governance» با محور بررسی وضعیت قدرت‌های در حال رشد در حکومت جهانی، نشانه‌هایی از افزایش چندقطبی در جهان وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: ظهور یک قدرت غیرغربی در دهه‌های آینده که جایگاهی معتبر در اقتصاد جهانی به دست خواهد آورد؛ همین امر در مورد سایر قدرت‌های منطقه‌ای در حال ظهور از جنوب نیز صادق است، زیرا آنها دامنه فعالیت و برش جهانی خود را افزایش
می‌دهند.
این پژوهش به از دست رفتن سیاست «نفوذ» غرب می‌پردازد و آن را نشانه پایان سیاست تک قطبی در جهان می‌داند. پژوهش حاضر به نحوه واکنش ایالات متحده به وضعیت جدید خود و از دست دادن نفوذ نسبی‌اش در جامعه بین‌المللی اشاره کرده و به عنوان مثال، به میراث «باراک اوباما» رئیس‌جمهور سابق آمریکا، در مورد ایران یا کوبا می‌پردازد.
سوم؛ گسترش ایدئولوژی مقاومت و توسعه میدان‌های آن
در گزارش المیادین همچنین آمده است: سومین روند و نشانه مهم در تغییر نظم نوین جهانی بر اساس دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، گسترش ایدئولوژی مقاومت و توسعه میدان‌های آن است. پس از دشوارشدن پیاده‌‌سازی ایده
«تولد آشوب خلاقانه» که واشنگتن و تل‌آویو به دنبال ایجاد آن با نیروی نظامی مستقیم در منطقه بودند، غرب به سیاست تنگ‌کردن حلقه دور ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان و در کنار آنها یمن، عراق و البته مقاومت فلسطین متوسل شد. این مرحله بیانگر تمایل آمریکایی-غربی
برای هدف قراردادن محور مقاومت از درون، با کار کردن روی اهداف جغرافیایی، تحریک بافت اجتماعی و خشکاندن منابع مادی آن، همراه با تشدید مخالفت‌ها با مخالفان یا احزاب رقیب در آن کشورها بود؛ احزاب و جناح‌هایی از مقاومت که وابستگی خود را پنهان نمی‌کردند و به محور ضدغربی-عبری وفاداری داشتند.
علی‌رغم همه تلاش‌های آمریکا و غرب برای ضربه زدن به محور مقاومت، تهران که از این محور حمایت می‌کند و با وجود همه تحریم‌های غرب علیه آن، توانست به سیاست خود در برابر سلطه‌جویی آمریکا ادامه دهد و این بر کل محور مقاومت تأثیر مثبتی گذاشت. این را می‌توان در گسترش جبهه‌هایی دید که به ترس و کابوس «اسرائیل» تبدیل شده‌اند، نه حتی تهدیدی برای آن. یکی از ژنرال‌های ذخیره رژیم صهیونیستی اخیراً با بیان این مطلب گفت که «اسرائیل» در ۲۰ سال گذشته قدرت نظامی خود را از دست داده است؛ درست زمانی که در آن ایدئولوژی مقاومت شاهد گسترش در جبهه‌های خود بود. این محور مقاومتی که مرکز ثقل هژمونی آمریکا در منطقه را احاطه کرده و تا خلیج‌فارس، سواحل مدیترانه، دریای سرخ و عمق راهبردی جهان عرب گسترش یافته اگرچه در اصل «اسرائیل» را هدف قرار می‌دهد، اما به عنوان اولین نتیجه، گسترش تفکر مقاومت و ورود مرحله جدیدی را بیان می‌کند که در آن حضور آمریکایی‌ها با زوالی قهقرایی تهدید می‌شود؛
آیت‌الله خامنه‌ای بر اساس همین تحولات از «آغاز دوران پسا آمریکا» در منطقه خبر داده بود.