روزنامه متهم به نقش‌آفرینی برخی همکارانش در اغتشاشات، به شکل سربسته از این که بازار، اغتشاشگران را ناکام گذاشته، ابراز ناخرسندی کرد. این ناخرسندی در حالی است که طبیعتاً، طراحان جنگ اقتصادی و تحریم، در پشت صحنه ارعاب در بازار و تلاش برای تعطیلی آن دارند و عجیب است که یک روزنامه داخلی با دشمنان […]

روزنامه متهم به نقش‌آفرینی برخی همکارانش در اغتشاشات، به شکل سربسته از این که بازار، اغتشاشگران را ناکام گذاشته، ابراز ناخرسندی کرد. این ناخرسندی در حالی است که طبیعتاً، طراحان جنگ اقتصادی و تحریم، در پشت صحنه ارعاب در بازار و تلاش برای تعطیلی آن دارند و عجیب است که یک روزنامه داخلی با دشمنان اقتصاد و معیشت ملت ایران همراهی می‌کنند.
روزنامه هم‌میهن، در فردای روزی که طراحان اغتشاشات خواستار تعطیلی بازارها شده بود و مزدوران شرور خود را برای تهدید و ارعاب به برخی بازارها گسیل کرده بودند،‌ تیتر زد: «بازار، غایب بزرگ قرن پانزدهم.»
این روزنامه که توسط کرباسچی (دبیر کل پیشین حزب اشرافی و غربگرای کارگزاران) اداره می‌شود،‌ نوشت: در «انقلاب مشروطه» و در تشکیل «اولین مجلس شورای ملی» جمع کثیری از بازاریان حضور داشتند، ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب و بسیاری حوادث سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر کشور بدون حضور و فعالیت بازاریان قابل تصور نبوده و تحقق‌ناپذیر بوده است، اما طی دهه‌های اخیر اثر چندانی از این قدرت محرک حوادث مهم تاریخ سیاسی کشور ما به چشم نمی‌خورد. چنانچه نه در میان سیاستمداران حاضر در دولت و مجلس و نه در حوادث اعتراضی سال‌های ۸۸، ۹۶ یا ۹۸ جایگاهی برای نقش آن‌ها و اثرگذاری آن‌ها قابل ترسیم نیست. حال سوال این است که بازاریان که تا دهه‌های قبل نقشی اساسی و اثرگذار در تحرکات سیاسی و اعتراضی مردم کشور داشتند؛ این روزها چه می‌کنند؟ پاسخ به این سوال زمانی قابل تبیین و پاسخگویی می‌شود که ارزیابی کنیم چرا با وجود اینکه طی روزهای اخیر اخبار متعددی از اعتصاب و تعطیلی بازارها در نقاط مختلف کشور از کردستان تا خراسان رضوی شنیده می‌شود و حتی از مردم خواسته شده کسبه‌ای را که به نشان اعتراض از باز کردن مغازه‌های خود اجتناب کرده‌اند؛ معرفی کنند اما در نهایت بازار این روزها نه در فضای سیاسی و نه در فضای اجتماعی به دغدغه مهم و اساسی بدل نشده است.
نویسنده هم‌میهن با اشاره به نقش‌آفرینی تعیین کننده بازار در انقلاب اسلامی می‌نویسد: حکومت پهلوی در تلاش بود با گسترش اشکال نوین بازار مانند فروشگاه‌های زنجیره‌ای اثرگذاری این نهاد که به‌شدت قدرت دخل و تصرف در سیاست را یافته بود کاهش دهد، اما این اقدامات جز نارضایتی مردم نتیجه‌ای نداشت. در اعتراض به این اتفاقات اصناف، با دولت همکاری نکردند، در نتیجه وزیر بازرگانی ۱۷ تن از آنان را از عضویت اتاق اصناف تهران، برکنار و بیشتر اتاق‌های اصناف را در سراسر کشور منحل کرد. طی دو سال منتهی به پیروزی انقلاب بازاریان همواره با اعتراضات خیابانی، اعتصابات و تجمعات به همراهی با مردم معترض پرداخته و بازار عملا در کنار روحانیون و طلاب بال دوم این انقلاب را شکل دادند.
هم‌میهن در پایان نوشت: در اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ برخی از کسبه در بازارهای شهرهای مختلف در همراهی با معترضان یا خوف تخریب و آسیب به مغازه‌ها، به تعطیلی مغازه‌های خود پرداخته‌اند و طی روزهای اعتراضی اخیر هم در شهرهای مختلف خبر اعتصاب بازاریان و اعتراضات آنها به میان آمده است. گرچه در عمل اتفاق چندانی نیفتاده است. در نهایت در مقایسه‌ای که می‌توان با نقش‌آفرینی‌های سابق آنها در عرصه سیاسی طی سده اخیر انجام دهیم؛ میزان اثرگذاری آنها به‌شدت تضعیف شده است. تصمیمات پس از پیروزی انقلاب اگرچه بازاریان را عاملی در راستای پیروزی انقلاب می‌داند، اما عرصه کنشگری سیاسی آنها را به حداقل رسانده و همین هم موجب می‌شود که آینده روشنی برای جایگاه این طیف در پهنه سیاسی کشور قابل تصور نباشد. فارغ از اینکه بازار در کدام سوی اعتراضات است، با توجه به عدم استقبال از چهره‌های سیاسی احزاب مدعی نمایندگی این طیف در فضای سیاسی کشور و کم‌رنگ شدن اثرگذاری آنها در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی، باید دید فرصتی برای احیای آن در قرن پانزدهم شمسی به وجود می‌آید یا آنها به غایبان بزرگ قرن بدل می‌شوند.
این مطلب در نشریه هم‌میهن در حالی منتشر می‌شود که اشرار اجیر شده از سوی اتاق فرماندهی اغتشاشات در خارج کشور، طی روزهای اخیر سعی کردند با تهدید و ارعاب، آتش‌افروزی و شکستن شیشه برخی مغازه‌ها، کسبه را به زور مجبور به تعطیلی کسب و کار خود کنند!

هشدار رئیس رژیم صهیونیستی از اشباع مجادلات در درون اسرائیل
رئیس رژیم صهیونیستی به نمایندگان جدیدی که وارد پارلمان این رژیم شده‌اند هشدار داد خود را از اعتیاد به مجادلات بی‌پایان نجات دهند و از درگیری بیش از حد در فضای مجازی برای لایک گرفتن و راه انداختن جنجال پرهیز کنند چرا که اسرائیلی‌ها دیگر خسته هستند!
در حالی که برای پارلمان و دولت صهیونیستی چهار بار در طول چهار سال اخیر منحل شده، اسحاق هرتزوگ در مراسم تحلیف اعضای جدید «کنست» گفت: اعتیاد به گفتمان مسموم و جنجال‌های نشأت‌گرفته از شبکه‌های اجتماعی را ترک کنید.
به گزارش روزنامه تایمز اسرائیل، هرتزوگ از ائتلاف پیروز در انتخابات خواست اصلاحات قضایی که در برنامه دارد را تنها از طریق «مباحثات باز و محترمانه» پیش ببرند؛ اما رئیس فعلی کنست، کنست پیشین را «سطح پایین» نامید.
تایمز اسرائیل می‌افزاید: از کنست جدید انتظار می‌رود ثبات سیاسی داخلی که با چرخه پنج انتخابات بی‌نتیجه در کمتر چهار سال، فقدان آن مدتها احساس می‌شده است را بازگرداند. پارلمان جدید که به‌طور بالقوه جناح راست‌‌ترین از هفتاد سال قبل است، ائتلافی از راست- مذهبی با وزرای معروف راست افراطی و هدف اعلام شده مشترک برای ایجاد دیوان عالی که به گفته منتقدان به معنای اخته کردن قوه قضائیه است، به همراه آورد. گمان می‌رود این ائتلاف از حزب «لیکود» بنیامین نتانیاهو، دو حزب ارتدکس افراطی و اتحاد حزب راست افراطی «صهیونیست دینی- اوتزما یهودیت» تشکیل شود.
هرتزوگ در سخنرانی خود از فرصت استفاده کرد تا در پی ۱۹ ماه پرتنش که شاهد ائتلاف نامحتمل احزاب راست، چپ، میانه‌رو و عرب بود که به قدرت رسید و با مجادلات داخلی و انتقادات بی‌امان اپوزیسیون فروپاشید، نمایندگان کنست جدید را به آرامش و خاموش کردن گفتمان سیاسی خصمانه میان احزاب دعوت نماید.
وی گفت: شهروندان ما در هفتاد‌وپنجمین سال تاسیس اسرائیل، حقیقتا از مجادلات داخلی و پیامدهای آن خسته شده‌اند. پیش و بیش از هر کس دیگر، این مسئولیت شما، نمایندگان است که خود را از اعتیاد به مجادلات بی‌پایان رها کنید و پیش از هر سخنرانی یا متنی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنید، یک نفس عمیق بکشید، فاکت‌ها را مشخص کنید، و همه‌چیز را به دقت بسنجید.
هرتزوگ افزود: سیاستمداران معمولا بی‌آنکه به پیامد‌های آن بیندیشند، تمرکزی بیش از حد به لایک گرفتن و شِر کردن و راه انداختن جنجال آنلاین دارند.

حمایت بانی سابق تحریم‌های ضدایرانی از عناصر اغتشاشگر
بیل کلینتون رئیس‌جمهور اسبق آمریکا با حمایت از اغتشاشگران در ایران گفت ما در کنار شما هستیم.
در حالی که پشت معدود عناصر اغتشاشگر و اشرار تروریست، از هرگونه عقبه و حمایت مردمی خالی است،کلینتون مدعی شده: «در برابر شجاعت ایرانیان، به ویژه زنان و دخترانی که برای آزادی‌شان مبارزه می‌کنند، سر تعظیم فرود می‌آورم. موضوع این مبارزه فراتر از مسئله روسری است، و درباره تحقق رویاهایی که برای خود و کودکانشان بسیار عزیز می‌دارند، و درباره حق برخورداری از آینده‌ای که بتوانند آن را ترسیم کنند، است. مردم ایران به ما نیاز دارند. آنها می‌خواهند بخشی از جامعه جهانی ما باشند. آنها می‌خواهند با غرب روابط عادی داشته باشند و شایسته حمایت ما هستند.»
این اظهارات عوام فریبانه در حالی است که تحریم‌های ضدایرانی معروف به «داماتو» و «فرمان‌های اجرایی»، در دولت دموکرات بیل کلینتون تصویب و اجرا شد.
در آگوست ۱۹۹۶ بیل کلینتون قانونی را تصویب کرد که هدف آن مجازات اشخاص و شرکت‌های خارجی بود که مبادرت به انجام سرمایه‌‌گذاری‌های عمده به منظور تقویت توان ایران در زمینۀ توسعۀ منابع نفتی می‌کردند. قانون تحریم داماتو تحریم‌هایی را بر شرکت‌های آمریکایی و غیرآمریکایی اعمال می‌کرد که‌ ۲۰ میلیون دلار یا بیشتر در هر ۱۲ ماه در حوزه‌های نفتی ایران سرمایه‌گذاری کنند. این، تحریم ثانویه در مورد ممانعت اشخاص ثالث از معامله با ایران محسوب می‌شد، زیرا در این‌ تحریم ایالات متحده کشورهای دیگر را به دلیل معامله با یک ‌کشور ثالث مورد مجازات قرار می‌داد. همچنین بیل کلینتون مدعی حمایت از مردم ایران، دو فرمان اجرایی صادر نمود که تکمیل‌کنندۀ طرح داماتو بودند. این دو فرمان، مبتنی بر ممنوعیت صادرات کالا، تکنولوژی و خدمات به ایران، و ممنوعیت سرمایه‌گذاری‌های جدید از طرف اشخاص آمریکایی در ایران بود.
همچنین بیل کلینتون سال ۱۳۹۴، هنگام حمایت از نامزدی همسرش هیلاری کلینتون برای انتخابات ریاست جمهوری گفته بود: «فکر نمی‌کردم هیلاری بتواند حمایت همه کشورها برای تحریم ایران را جلب کند».
اشاره وی، به نقش‌آفرینی هیلاری کلینتون در اجرای تحریم‌های موسوم به تحریم‌های فلج‌کننده علیه ملت ایران، پس از فتنه سبز بود.

گزارش «هیل» از زوال سلطه اقتصادی آمریکا
نشریه رسمی کنگره آمریکا می‌گوید: سلطه ایالات متحده آمریکا رو به زوال است.
نشریه هیل در تحلیلی که از سوی «لارنس کوتلیکوف» (استاد اقتصاد در دانشگاه بوستون و عضو سابق در شورای مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور آمریکا) به نگارش در آمده، خاطر نشان کرد: ایالات متحده آمریکا، یک هژمون اقتصادی رو به زوال است. با این وجود، تعداد بسیار کمی از آمریکایی‌ها از جمله سیاستمداران این موضوع را درک می‌کنند. تازه واردهای بسیار بزرگ در بلوک هژمون‌ها، چین و پس از آن هندوستان هستند و این موضوع در شدیدترین سناریو‌ها صدق می‌کند. تا سال ۲۱۰۰ میلادی ایالات متحده با رتبه‌بندی تولید ناخالص داخلی در جایگاه سوم قرار خواهد گرفت که تنها در ۱۲ درصد از تولید جهانی در مقایسه با چین و هند به ترتیب با ۲۷ درصد و ۱۶ درصد تولید جهانی مشارکت خواهد داشت.
این، پیام یک مطالعه جدید جامع صورت گرفته توسط من و همکارانم می‌باشد. این مطالعه که شرح و نتایج آن به تازگی توسط دفتر ملی تحقیقات اقتصادی منتشر شده کشور‌های جهان را به ۱۷ منطقه تقسیم کرده و به دقت بر اساس پیش‌بینی‌های جمعیتی سازمان ملل متحد و همچنین داده‌های مالی صندوق بین‌المللی پول تنظیم شده است. دو نیروی اصلی که آینده اقتصادی یک منطقه را تعیین می‌کنند، رشد بهره‌وری نیروی کار و جمعیت آن منطقه هستند. بر اساس داده‌های تاریخی، بهره‌وری نیروی کار چین و هند تا سال ۲۰۵۰ میلادی به ترتیب به ۳۰ درصد و ۱۳ درصد سطح بهره‌روی نیروی کار ایالات متحده خواهد رسید. در سال ۲۱۰۰ میلادی چین به‌اندازه ایالات متحده و هند ۳۰ درصد بهره‌وری خواهند داشت. از سوی دیگر، جمعیت چین تا پایان قرن فعلی به میزان ۴۰۰ میلیون نفر (یعنی بیش از جمعیت فعلی ایالات متحده) کاهش خواهد یافت. در مقابل، هند ۴۰۰ میلیون نفر جمعیت بیش‌تر خواهد داشت. در سال ۲۱۰۰ میلادی جمعیت آن کشور ۵۰ درصد بیش از جمعیت چین خواهد بود. در همین حال، جمعیت ایالات متحده حدود ۳۰ درصد رشد خواهد داشت و تقریبا ۱۲۰ میلیون نفر (بیش از جمعیت فعلی فیلیپین) به آن افزوده خواهد شد.
باید برای فهم بهتر، سال ۱۹۴۵ میلادی را دوباره مرور کنیم زمانی که اقتصاد آمریکا نیمی از کل اقتصاد جهان را تشکیل می‌داد. در آن زمان، سهم چین از تولید جهانی ناچیز بود. امروز، سهم جهانی ایالات متحده از تولید ناخالص داخلی تنها ۱۶ درصد می‌باشد که تقریبا برابر سهم چین است. تدریجا اقتصاد چین همان طور که نشان داده شد بیش از دو برابر اقتصاد آمریکا خواهد بود و در مورد روسیه سهم آن کشور از تولید جهانی از ۳ درصد امروز به ۱ درصد کاهش خواهد یافت.
در صورت عدم کاهش فوری و دائمی در رشد بهره‌وری چین، واقعیت آن است که قرن بیست و یکم متعلق به آن کشور خواهد بود. با توجه به این موضوع، آمریکا چه واکنشی نشان خواهد داد؟ به احتمال زیاد افتادن در «دام توسیدید» یا تمایل هژمون‌های رو به زوال برای مقابله پیشگیرانه با قدرت‌های در حال ظهور به منظور حفظ سلطه مسیری است که آمریکا خواهد پیمود. در این زمینه شاهد سیاست‌های جدید آمریکا هستیم که دسترسی چین به تراشه‌ها را محدود می‌کند و واشنگتن را متعهد به دفاع از تایوان می‌سازد.
تلاش برای مهار چین از نظر اقتصادی و نظامی، هزینه بسیار بالایی با موفقیت غیرمحتمل به همراه خواهد داشت. در دوران باستان، اسپارت آتن را تحت سلطه خود در آورد. راز آن موفقیت کمک خارجی از سوی سرزمین پارس (ایران باستان) بود. ائتلافی متشکل از ایالات متحده، اروپا، ژاپن، آسیای جنوب شرقی و هند می‌تواند بر ببر چینی غلبه کند. با این وجود، انجام این کار مستلزم حفظ یک اتحاد محکم برای چندین دهه است چیزی که برای آتن و اسپارت در طول جنگ‌های صورت گرفته با پارس کارآمد بود، اما پس از آن از کارآمدی برخوردار نبود.
روند فعلی، آمریکا و چین را در مسیر احتمالی جنگ قرار می‌دهد. چنین جنگی آسیب‌های وحشتناک و طولانی مدتی را به اقتصاد دو کشور وارد می‌سازد و کشور‌های دیگر مانند هند را وادار می‌کند که تکه‌های برجا مانده از آن را بردارند.