برخورد خشن نیروهای امنیتی و پلیس آمریکا با دانشجویان معترض به سیاست‌های دولت آمریکا و شرکت‌های آمریکایی در حمایت از اسرائیل، موجب شکل‌گیری موجی از محکومیت‌های بین‌المللی علیه رژیم صهیونیستی شد.
برخورد خشن نیروهای امنیتی و پلیس آمریکا با دانشجویان معترض به سیاست‌های دولت آمریکا و شرکت‌های آمریکایی در حمایت از اسرائیل، موجب شکل‌گیری موجی از محکومیت‌های بین‌المللی علیه رژیم صهیونیستی شد.
 
 
 

 

 
در طی روزهای گذشته، بسیاری از دانشگاه‌های سطح یک آمریکایی صحنه اعتراض دانشجویان به سیاست‌های دولت آمریکا و همچنین شرکت‌های بزرگ آمریکایی در حمایت صرف و تمام و کمال از جنایات و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی بود.
این اعتراضات که در ابتدا از دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک شروع شد به سرعت به اکثریت دانشگاه‌های آمریکایی تسری پیدا کرد. در این اعتراضات بالغ بر ۲۰۰ دانشگاه آمریکایی صحنه اعتراض به حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی بود. اعتراضات دانشجویان آمریکایی در دانشگاه‌های معروف این کشور و در اکثریت دانشگاه‌های عضو آیوی لیگ پرشورتر بود. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که دانشجویان دانشگاه‌های برتری همچون کلمبیا،‌ هاروارد، ییل، مؤسسه فناوری ماساچوست(MIT)، دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس(UCLA)، پنسیلوانیا، پرینستون و… جزو برترین دانشجویان در سطح این کشور و همچنین در سطح جهان هستند. فارغ‌التحصیلان این دانشگاه‌ها نقش مهمی در بوروکراسی و دیوان‌سالاری آمریکا داشته و پیش از این نیز در زمان جنگ ویتنام، جنبش‌های دانشجویی دولت آمریکا را به توقف جنگ مجبور ساختند. در طی روزهای سپری شده از آغاز این اعتراضات نیروهای نظامی و پلیس ایالتی و نیروهای امنیتی آمریکا به شدید‌ترین شکل ممکن با این اعتراضات برخورد کرده و بسیاری از دانشجویان و اساتید معترض را مورد ضرب و شتم قرار دادند. تخمین‌ها و گزارش‌های حاکی از این است که در این اعتراضات تاکنون بیش 
از ۱۰۰۰ دانشجو و استاد دستگیر و مورد پیگرد قرار گرفته‌اند. گرچه محافل وابسته به دولت آمریکا، از دولت فدرال آمریکا مستقر در واشنگتن دی. ‌سی در باب این اعتراضات سلب مسئولیت کردند و برخورد‌ها را به نیروهای ایالتی و دادستانی ایالتی مرتبط دانسته‌اند ولی بررسی‌ها نشانگر این است که چه در ایالت‌های تحت فرمانداری دموکرات همچون نیویورک و چه در ایالت‌های جمهوریخواه همچون تگزاس برخورد با دانشجویان بسیار شدید و بی‌رحمانه بوده است. این اعتراضات به سرعت در دانشگاه‌های معروف اروپایی در فرانسه، آلمان‌، انگلستان و ایتالیا گسترش یافت و به موجی جهانی تبدیل شده است. 
لال شدن اپوزیسیون پرهیاهو 
معجزه اعتراضات آمریکا 
با شروع اعتراضات سراسری در دانشگاه‌های آمریکا، اپوزیسیون پرهیاهو خارج‌نشین که علی‌رغم رأفت اسلامی نظام در قبال بسیاری از دانشجویان فریب خورده، کوچک‌ترین برخورد قانونی را به دستاویزی برای حمله به نیروهای انتظامی تبدیل می‌کردند، ناگهان سیاست سکوت در قبال این برخوردهای خشن در «محیط دانشگاه» را در پیش گرفتند.
آنان در حالی در مقابل ضرب و شتم دانشجویان آزادیخواه در آمریکا و حضور پلیس و نیروهای امنیتی آمریکایی در داخل دانشگاه سکوت کرده‌اند که در کشورمان نیروهای انتظامی به محیط دانشگاه ورود پیدا نکرده و برای حریم علم و دانش ارزش بسیاری قائل هستند.
وجدان‌های بیدار در آمریکا 
بدون شک اعتراضات سراسری یکی از مهم‌ترین وقایع و تحولات چند ماه گذشته به شمار می‌آید. کمتر کسی انتظار این را داشت که در جایی از جهان که مهم‌ترین جولانگاه ثروت و رسانه لابی‌های یهودی و اوانجلیست‌ها به شمار می‌آمد به ناگاه چنین موج سهمگینی از اعتراض به جنایت‌های بی‌شمار و بی‌حد و اندازه اسرائیل شکل بگیرد. وجدان‌های بیدار در آمریکا نشان دادند که علی‌رغم میلیاردها دلار ثروت یهودیان در آمریکا و علی‌رغم حضور و تسلط آنان بر دیوان‌سالاری و اقتصاد و فرهنگ و هنر آمریکا، در آخر وجدان‌های بیدار صدای مظلومان را به ثروت و رسانه ظالمان ترجیح می‌دهند. 
پیش از این اعتراضات نیز، آرون بوشنل ۲۵ ساله یکی از اعضای نیروی هوائی ایالات‌ متحده با اقدام خود نشان داد که در قلب ماشین جنگی بزرگ‌ترین حامی اسرائیل نیز آزادگان بسیاری هستند که در آینده بلای جان حامیان ظلم و ستم خواهند شد.
پیام رهبری به جوانان غربی
پیش از این، رهبر معظم انقلاب در زمانی که شاید کمتر کسی به بیداری وجدان‌های بشری در غرب امید داشت، با امید به طینت حق‌طلب در بین جوانان غربی و همچنین امید به آزادگی مردم در غرب در بخشی از پیام خود بیان داشتند: «جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولت‌ها بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جست‌وجو کرد.» ایشان در قسمتی دیگر این پیام اشاره داشتند: «دنیای باختر قرن‌هاست که مسلمانان را به خوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان می‌خواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیان‌های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش می‌گستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه می‌دهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ گیتی می‌تاباند.»
 
رهبر معظم انقلاب در این پیام با اشاره به تروریسم اسرائیلی فرمودند: «چهره‌ دیگر از تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده می‌شود. مردم ستمدیده‌ فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه می‌کنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه می‌گیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز می‌کنند، یک خانواده‌ فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست.»
بندگی بی‌شرمانه اپوزیسیون
برای جنایتکاران
یکی از وجوه تاسف‌برانگیز تحولات در طی ماه‌هایی که از جنگ اسرائیل و غزه می‌گذرد، بی‌شرمی اپوزیسیون فارسی زبان خارج‌نشین در حمایت از جنایتکارانی است که حتی بسیاری از رسانه‌های غربی حاضر به دفاع از آنان نیستند.
فارغ از هر تعهد دینی و ملی و زبانی‌، انسانیت و بشردوستی، آمال و ایده تمامی انسان‌ها در سرتاسر جهان به شمار می‌آید. تعجب‌برانگیر این که هنوز انسان‌نماهایی هستند که از جنایت وحشیانه و جنون صهیونیستی حمایت کرده و می‌کنند.
سؤال اساسی این است که در زمانی که قلب هر انسانی از شدت و حجم جنایت اسرائیل در غزه به درد آمده و در زمانی که حتی مقامات بسیاری در اتحادیه اروپا و آمریکا علیه جنون نتانیاهو و گالانت و گانتس و دیگر سردمداران این رژیم موضع گرفته و از آن انتقاد کرده‌اند، چگونه اپوزیسیون ضد انقلاب در وقاحت تمام حاضر به چنین حمایتی از اسرائیل شده است.
در ساده‌لوحی و حماقت آنان همین بس که به‌خاطر برداشت اشتباه آنان از ملت ایران، این حمایت حتی نفعی در جهت جذب حمایت از داخل ایران نیز ندارد.
سردمداران اپوزیسیون ضد انقلاب و بالاخص ربع پهلوی حتی این موضوع را نیز فراموش کرده‌اند که شاه مخلوع هم حاضر به حمایت از تمام جنایت‌های این رژیم نبوده و حتی در مقاطعی به کمک اعراب پرداخته بود.
کافی است ربع پهلوی نگاهی به سخنان پدرش در کیهان در سال‌های پیش از انقلاب بیندازد تا حمایت نکردن از اسرائیل در برخی از مقاطع را از وی بیاموزد.
دلیل این وقاحت اپوزیسیون بیش از هرچیز وابستگی مالی و سیاسی آنان به رژیم صهیونیستی است.
ناامیدی اربابان سابق بنگاه‌های دروغ و نفرت‌پراکنی ضد انقلاب پس از شکست آشوب‌های سالیان گذشته، منجر به مشکلات مالی عدیده برای آنان شد. نمود واضح این موضوع تعطیلی شبکه من وتو و رادیو بی‌بی سی در سال گذشته بود.
در این میان شبکه‌های همچون اینترنشنال که در طی سال‌های اخیر به دنبال ارباب جدیدی برای خود بودند، با چراغ سبز رژیم صهیونیستی به سرعت خط حمایت از این رژیم را در پیش گرفته و با وقاحت تمام علاوه‌بر کتمان جنایات اسرائیل در غزه از حمله این رژیم به خاک ایران حمایت کرده و نسخه حمله نظامی به کشورمان را توصیه می‌کردند.
در همین زمینه پیش‌تر باراک راوید، خبرنگار صهیونیست اذعان کرده بود: «موساد به طور منظم از شبکه ایران اینترنشنال، به عنوان بازوی جنگ اطلاعاتی علیه ایران استفاده می‌کند».
واکنش عاشقان غرب
در برابر سرکوب دانشگاهیان در آمریکا
اساتید و چهره‌های مدافع غرب نسبت به اتفاقات دانشگاه‌های غرب، به خصوص آمریکا، در ضرب و شتم دانشجویان و اساتید و بازداشت آنها توسط پلیس سکوت کرده و حاضر به موضع‌گیری نشدند. خبرگزاری فارس در گزارشی به واکنش این افراد پرداخته است.
به‌عنوان مثال، صادق زیباکلام، استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران توانا با کنایه گفت: در صورتی مصاحبه خواهم کرد که به من بگویید چند نفر دستگیر شده‌اند و چند نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند! و یا احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز گفت: در صفحه شخصی خود گفته‌ام که فعلا سکوت می‌کنم و هیچ حرفی نمی‌زنم! 
همین‌طور، محسن برهانی، حقوقدان و استاد دانشگاه، در این باره گفت: من را معذور بدارید از مصاحبه، ما باید به چیزهایی بپردازیم که دیگران نپرداخته‌اند!
محمّد قوچانی، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول و سردبیر مجله «آگاهی نو» نیز در مورد سرکوب اساتید و دانشجویان در آمریکا و اروپا مصاحبه‌ای نکرد.
حاتم قادری، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی دانشگاه نیز در خصوص اتفاقات اخیر آمریکا و اروپا از جمله فرانسه و آلمان  و بازداشت اساتید و دانشجویان در این کشورها حاضر به مصاحبه نشد.
تنها عباس عبدی روزنامه‌نگار مدعی اصلاحات حاضر به مصاحبه شد. وی البته در این مصاحبه سعی کرد ضمن بی‌اهمیت جلوه دادن موضوع تلویحا و یا در مواردی با تصریح سمت سوی مصاحبه را به نقد جمهوری اسلامی و جریان اصولگرا هدایت کند.
وی در بخشی از این گفت‌وگو اظهار داشت: بازداشت اساتید و دانشجویان در آمریکا و اروپا موضوع حادی نیست. او با تاکید بر طبیعی بودن روند بازداشت دانشجویان و اساتید، گفت: بازداشت‌ها هم در ابتدا اتفاق می‌افتد و چیز عجیبی نیست. دانشجویان را دستگیر می‌کنند و به زندان انتقال می‌دهند و بعد هم آزاد می‌کنند و به دادگاه می‌فرستند. دادگاه‌های آمریکا نیز استقلال کافی دارند و دانشجویان می‌توانند در دادگاه از وکلا کمک بگیرند. زمانی که دانشجویان دست به اعتراض می‌زنند برای زندان‌، دستگیری و دادگاه آمادگی و آگاهی دارند.
کارنامه‌ای مملو از وطن‌فروشی
و بی‌وجدانی
 کارنامه ننگین اپوزیسیون در طی چند دهه گذشته، پر از صفحات سیاه وطن‌فروشی آنان بوده است. در طی این سال‌ها، افرادی که بعد‌تر نشان دادند هیچ دلبستگی به کشور و خاک ایران ندارند و خواستار تحریم و فشار بر مردم و همچنین حمله نظامی به کشور شدند، شعار نه غزه، نه لبنان را در فتنه ۸۸ سر می‌دادند.
از همان سال‌ها دنباله‌های داخلی آنان بالاخص در طیف تندرو مدعی اصلاح‌طلب، همیشه خط ضدیت با کشور و منافع ملی کشور را در پیش می‌گرفتند.
این افراد که همیشه در جهت منافع اسرائیل قدم برمی‌داشتند، درست هماهنگ با صهیونیست‌ها به صحنه‌های اقتدار ایران حمله و کشور را به عقب‌نشینی و بی‌تفاوتی در برابر جنایات اسرائیل توصیه می‌کردند.
بررسی سیر فعالیت تندروهای مدعی اصلاحات در چند دهه اخیر به‌خوبی میل آنان به سمت ضدیت با انقلاب و همچنین حمایت از رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد.
سیر به قهقرا رفتن انسانیت و اخلاق و وجدان در بین طیف ضدانقلاب و همچنین تندروهای مدعی اصلاح‌طلبی را می‌توان در اغتشاشات ۱۴۰۱ به‌خوبی مشاهده کرد.
حمایت از اسرائیل ننگی است که به هیچ شکل توجیه‌پذیر نیست حتی در غرب.